محمد حميد الله ( مترجم : سيد محمد حسينى )

513

مجموعة الوثائق السياسية للعهد النبوي و الخلافة الراشدة ( نامه ها و پيمانهاى سياسى حضرت محمد ( ص ) و اسناد صدر اسلام ) ( فارسي )

( 1 ) 342 نيز فرمانى از عمر ، دربارهء ابو عبد اللّه ، به ابو موسى ابو عبيد ، ش 687 - 688 ؛ الخراج ، يحيى بن آدم ش 43 ، 246 ، 249 ؛ ابن زنجويه ( خطّى ) ورق 101 / الف . مردى از مردم بصره از قبيلهء ثقيف به نام نافع ابو عبد اللّه ، بيرون رفت . او نخستين كس بود كه به چرانيدن ( و پرورش اسب ) در بيابان بصره پرداخت . پس وى به عمر خطّاب گفت : در بصره زمينى در دست ماست كه زمين خراج نيست و به هيچ مسلمانى نيز زيانى نمىرساند . چنانچه به انديشه تو درست مىآيد كه آن را به من واگذارى تا چراگاه اسبان خود سازم ، چنين كن . راوى گويد : پس عمر به ابو موسى اشعرى نوشت : اگر آن زمين ، چنان است كه وى مىگويد ، آن را به او واگذار ( اقطاع كن ) . از ابو جميله روايت است كه گفت : فرمان عمر به ابو موسى را خواندم . آن ، چنين بود : همانا ابو عبيد اللّه در كرانهء دجله ، از من زمينى را خواسته است . چنانچه آن زمين ، زمين خراج نيست و از آب زمين خراج نيز آبيارى نمىگردد ، آن را به وى ده . ( 2 ) 343 پيمانى با بزرگ هرات ( در افغانستان ) بلاذرى ص 405 . به نام خداوند بخشايندهء بخشايشگر اين ، فرمان عبد اللّه بن عامر به فرمانرواى هرات و پوشنگ و بادغيس است : وى را به پرهيز از نافرمانى خدا ، به نيكخواهى مسلمانان و آباد ساختن زمينهايى كه در دست اوست ، فرمان داده و در برابر هرات ، دشتستان و كوهستان آن ، با پرداخت خراج مقرّر با وى پيمان بسته است . نيز او بايد آن خراج را به گونه‌اى يكسان ، بر زمينهاى مردم بخش كند . از اين رو ، هركس از پرداخت آن سرباز زند ، او را پيمانى نبوده و در پناه اسلام نخواهد بود . ( اين پيمان را ) ربيع بن نهشل نوشت و ابن عامر آن را مهر كرد .